امیر خانی ...



درویش عبدالمجید طالقانی خوشنویس، شاعر و عارف شهیر ایرانی است. او متخلص به «مجید» بود و بزرگترین خوشنویس خط شکستهنستعلیق در تاریخ خوشنویسی ایران به شمار میرود. وی در خط شکسته مانند میرعماد در نستعلیق استاد بودهاست و این خط را به پایهای رسانید که تاکنون کسی بدان نتوانستهاست برسد.
وی در حدود سال ۱۱۵۰هجری قمری در روستای مهران از توابع طالقان تهران دیده به جهان گشود. در اوان جوانی رهسپار اصفهان شد و به کسوت فقر مشرف گردید و در آن حال به مشق خط روی آورد. در آغاز از روی خط میرعماد بهتمرین و تعلم پرداخت و در این تجربه بهکمال رسید. امّا چون دید نام نامی و آوازه بزرگ استاد، جهانگیر است و او که خود عشق به جاودانگی داشت، در بارقه اشتهار میرِ بزرگ، پرتوی نخواهد یافت، روی به خط شکسته آورد. و استعداد شگرف خود را در کامل کردن این خط زیبا به کار آورد و زمینه خط میراث استادان گذشته را مثل شفیعا کمال بخشید. تا بهجایی رسید که خط شکسته او در زیبایی و ملاحت و استواری به اوج رسید و بدون رقیب شد.
درویش مردی عارف و منزوی بود و عمر را به تجرد سپری ساخت تا اینکه در سال ۱۱۸۵در اثر ابتلا به بیماری مالاریا چشم از دنیای فانی فرو پوشید و پیکرش در فضای جلوخان «تکیه میر» در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. این مکان بعدها به «تکیه درویش عبدالمجید» شهرت یافت.
درویش خوشنویسی را از خط نستعلیق آغاز کرد ولی پس از مدت کوتاهی به نوشتن خط شکسته پرداخت و دیری نگذشت که در این مسند استاد مسلم شناخته شد. وی به حدی در این خط به مهارت رسید که رونق بازار خط شکسته نویسان گذشته را شکست و با اینکه بعد از او شاگردان و پیروانش به مقام استادی رسیدند، هیچکدام به پایهٔ او نرسیدند و همان طور که کمال خط نستعلیق به دست میر عماد صورت گرفت، خط شکسته را درویش عبدالمجید به حد کمال رسانید.
درویش در اوایل کار از روی خط «میرزا حسن کرمانی» و «شفیعا» مشق میکرده، ولی در اندک زمانی به درجه استادی رسیده و سرآمد استادان شکستهنویسی شدهاست. تا سال ۱۱۷۹خط او متاثر از سبک شفیعاست ولی از آن پس او به سبک بسیار عالی مستقلی میرسد که به نام خود او شهرت یافتهاست. بیشتر آثار استاد در همین سبک رقم زده شدهاست. عمر استاد کوتاه و محنت بار بود ولی در همین فرصت کم توانست در خط شکسته چنان تحولی ایجاد کند و آن را به چنان درجهای از کمال برساند که تحقق آن به دست گروهی از خوشنویسان در طول یک سده بعید مینماید.
او نه تنها قواعد خط شکستهنستعلیق را استوار کرد بلکه زیبایی و شیوایی آن را به حد اعلی رسانید. چنانکه شش دانگ جلی را چون کتاب خفی و غبار، استوار و شیرین مینوشت. بسیاری از خوشنویسان معاصر عبدالمجید وی رابه استادی خود قبول کرده بودند و برای تصدیق و حکمیت زشت و زیبایی خط خود او را برمیگزیدند. درویش عبدالمجید از ارکان چهارگانه خوشنویسان عالم و جزء خدایگان خط میباشد و قطعاتش اکنون زیور دهنده بزرگترین کتابخانههای دنیاست. بااینکه درویش در جوانی درگذشتهاست همطراز با آثار باقی مانده او از کمتر خوشنویسان این خط در دست است.
«هدایت» درباره درویش میگوید: «وی در کسوت درویشانه از قزوین مسافرت به عراق عجم و در شهر اصفهان کسب کمال کرد و در خط شکسته قدرتی کامل حاصل نمود، بعضی او را بر شفیعا و میرزا حسن رجحان دادهاند. در شهر اصفهان روزگاری در خانه محمد رشید بیگ ولد فتحعلی خان ارشلوی افشار میزیست و در سال ۱۱۸۵ (میلادی) در اصفهان درگذشت، و او را غزلکهای عاشقانهای بودهاست».
او در شعر هم تبحر بسیار داشت و از اعضای انجمن ادبی مشتاق به شمار میرفت و از سبک بازگشت پیروی میکرد. در شعرهایش «خموش» و «درویش» تخلص وی بود و دیوان غزلیاتش موجود است. درویش عبدالمجید مورد توجه ادباء، شعرا، علماء و بزرگان بود و بزرگانی چون میرزا عبدالوهاب کلانتر و محمد رشید افشار او را مورد تشویق قرار میدادند.
از او غزلهای عاشقانهای بهجای مانده و در اشعار «مجید» تخلص دارد. راوی گروسی شماره ابیات دیوان او را هزار و پانصد و بیست ضبط کرده و نسخهای خطی از دیوان او در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.
این ابیات از اوست:
|
ظلم است که بیرون کنیم از قفس اکنون |
|
کز جور توام ریخته شد بال و پر آنجا |
|
پرسید کسی دوش ز بزمت خبر از من |
|
پنداشت که من داشتم از خود خبر آنجا |
|
دور از تو مجید آرزوی خلد ندارد |
|
کانجا که تویی از همه خوبتر آنجا |
شاگردان
از معروفترین شاگردان درویش، میرزا کوچک اصفهانی است که در خط شکسته از استادان مسلم است و از معروفترین شاگردان درویش بهشمار میرود. تاریخ درگذشتش معلوم نیست اما حیات او تا سال ۱۲۲۸ مشخص است. نام کامل او را در جایی ذکر نکردهاند و خود او نیز در آثار فراوانی که دارد همه جا «میرزا کوچک» رقم کردهاست. به استثنای یکی از قطعههای او که صریحاً نام خود را «محمد قاسم» ذکر کرده و چنین رقم کردهاست: «حرره العبدالقل، محمد قاسم، مشهور به میرزا کوچک»
افرادی چون سید علی اکبر گلستانه، میرزا غلام رضا اصفهانی در دوره قاجار و از معاصرین اساتید محمدحسین عطارچیان، یداله کابلی خوانساری و رضا مشعشعی را میتوان از شاگردان او نام برد. هرچند مستقیما محضر او را درک نکردند. در این میان میرزا غلامرضا و عطارچیان بیش از دیگران به شیوه درویش نزدیک شدهاند.
آثار
همهٔ خطوط باقی مانده از اوآثار ۱۵ سال آخر عمر اوست. از او آثار فراوانی شامل کتاب، قطعه و مرقع به جای ماندهاست. از گرانبهاترین آثار وی جز قطعات و مرقعات متعدد نسخه کلیات سعدی است که در موزه کاخ گلستان تهران (کتابخانه سلطنتی سابق) نگهداری میشود و دیگری نگارش دوازده بند از «ترکیب بند محتشم کاشانی»در رثاء و شهادت سید الشهداء است:
|
تنهای کشته گان همه بر خاک و خون نگر |
|
سرهای سر وران همه بر نیزهها ببین |
|
آن تن که بود پرورشش در کنار تو |
|
غلطان به خاک معرکه کربلا ببین |
خط نستعلیق درویش
خط شکسته درویش
خطوط ششگانه یا اقلام سته که از آنها بهعنوان خطوط اصول هم نام برده میشود، شش خط اصلی در خوشنویسی اسلامی هستند که در تمامی کشورهای اسلامی ازجمله ایران رواج داشته اند و هنوز هم اغلب آنها مورد استفاده خوشنویسان هستند. هر یک از این خطوط یا قلمها دارای قواعد و نظم معینی میباشند. ابداع این خطوط را به ابن مقله وزیر نسبت دادهاند.
خطوط ششگانه عبارند از:
وجه تمایز این شش قلم، اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور (حرکتهای مستقیم یا منحنی) نسبت به یکدیگر میباشد. همچنین این خطوط در جزئیات قواعد اصلی خوشنویسی که به اصول دوازدهگانه خوشنویسی معروفند دارای تفاوتهایی میباشند. این اصول عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجاز، نزول مجاز، اصول، صفا و شأن که حداقل ده اصل اول آن اختلاف بین این قلمها را شکل میدهد.
از همان آغاز شکلگیری خط عربی یا فارسی و رسمالخط آن دو شیوه نگارش متداول بود؛ یکی بیشتر متشکل از خطوط مستقیم بود که بعدها خط کوفی را تشکیل داد؛ و دیگری حاوی حرکتهای مدور بود که میتوان از آن به عنوان نوعی خط نسخ اولیه یاد کرد.
در آغاز دولت عباسی (۱۳۲-۶۵۶ ه.ق) بازار خوشنویسی رونق گرفت و برای تفنن و زیبایی، شیوههای متعددی در خط پیدا شد. انواع خط کوفی متجاوز از پنجاه نوع مختلف شد [۱]و خط نسخ اولیه نیز از نظر شکل نگارش واندازه قلم تنوع زیادی پیدا کرد که تشخیص و خواندن و نوشتن همه آنها کار سادهای نبود.
در این زمان قلمها یا روشهای روشنتر و بهتری پدید آمدند که به خطوط ششگانه یا اقلام سته شهرت دارند. ابوعلی محمد بن علی بن حسین (حسن) بن عبدالله بغدادی (شوال ۲۷۲- ۳۲۸ قمری/ مارس ۸۸۶ -۹۴۰ میلادی) معروف به اِبْن ِ مُقْله، ادیب، خوشنویس و وزیر عباسیان را مبدع و شکل دهنده این شش خط مختلف میدانند[۲]. درواقع ابن مقله این خطوط را از میان خطوط مختلف ممتاز کرد و آنان را قاعدهمند ساخت.
او از آمیختن خط کوفی اولیه، نسخ اولیه و ابتکارات جدید، خطوط ششگانه را بوجود آورد. ابتدا او خطی ساده و خوانا ایجاد کرد و آن را خط محقق نامید و قاعدهمند کرد. سپس از آن، خط ریحان را ساخت. بعد از آن خط ثلث را از ریحان پدید آورده و قاعدهمند کرد. بعد از اینها به شکل دادن خط نسخ موفق شد. و پس از آنها خط توقیع و رقاع را ابداع نمود.
اکثر محققین، ابن مقله را اولین مبتکر و پدیدآورنده خوشنویسی اسلامی به مثابه یک هنر میدانند. پس از او افرادی چون محمد بن سمسانی و محمد بن اسعد شیوه او را فرا گرفتند. سپس ابوالحسن علی بن هلال معروف به ابن بواب، این شیوه را از آن دو آموخت و یک قرن پس از ابن مقله آنها را تکمیل کرد و تمام خطوطی که او پدید آورده بود را تکامل بخشید[۳]. سپس در قرن هفتم هجری یاقوت مستعصمی(درگذشته به سال ۶۹۸ هجری قمری) [۴]خطاط صاحبنام در خط ابن بواب تحقیق و تتبع کرد. یاقوت در روش خوشنویسی اقلام ششگانه تغییراتی داد و در زیباتر کردن آنها مؤثر بود. او در در روش تراشیدن قلم و قط زدن استادان پیشین تجدیدنظر کرد.[۵] و بویژه خط ثلث را به کمال نهایی رسانید.